فرهنگ ارتباطات در ایران (قسمت دوم)
و این تصور به ذهن میرسد که این رسانه ها هستند که به جای بازنمائی فرهنگ جامعه، سلایق مردم را بدست میگیرند و آنرا برحسب نیاز تغییر میدهند و به این ترتیب نوعی آرمان گرائی را در سطح جامعه اشاعه میدهند. وجود دختری با ترکیبی از ویژگیهای قدرت، مهربانی، دلسوزی، غرور و..... در شخصیت نرگس اینروزها بارها در سریالهای دیگر بصورت مشابه نمایش داده میشود و باآنکه مخاطب بواقع آنرا نمی پذیرد، اما بگونه ای به افکار مردم تزریق میشود که بتدریج پذیرایش گردد.
شاید ترکیب وجود شخصیت اغراق آمیز نرگس در کنار شخصیتهای ملموسی همچون شوکت، بهروز و نسرین باعث این پذیرش شده باشد و این تضادها سبب پذیرفتن شخصیت قهرمان و محبوب اما نه چندان گیرای سریال گردیده است.
اما معتقدم بزودی این گونه سریال سازی به یک فرهنگ در رسانه بدل میشود، هرچند که تا امروز نیز این فرهنگ تا حدی شکل خود را پیدا کرده است و اگر اینگونه امتداد یابد آنگاه این رسانه ها هستند که سلایقشان را به سلایق مخاطبین تزریق کرده اند، همانطوریکه در سایر رسانه های ارتباطی همچون سینما، کتاب و موسیقی با این تزریق فرهنگ روبروئیم و بنوعی شکل گیری فرهنگی جدید را در بطن فرهنگ خانواده گرای ایرانی شاهد خواهیم بود.
در نوشته های بعدی بیشتر به این موضوع پرداخته خواهدشد.